رقیبم سرزنشها کرد کز این باب رخ برتاب
چه افتاد این سر ما را که خاک در نمیارزد
حافظ
رقیبم سرزنشها کرد کز این باب رخ برتاب
چه افتاد این سر ما را که خاک در نمیارزد
حافظ
به دست رحمتم از خاک آستان بردار
که گر بیفکنیم کس به هیچ نستاند
سعدی
کو دلی و دلیرئی کز پی رونق جنون
شحنه ی ملک دل کنم عشق ستیزه رای را
محتشم کاشانی
به وصل قد تو دارم بسی امید و لیک
قبای عمر به قد امید، کوتاه است
سلمان ساوجی
اختر فیروز او از همه فیروزتر
گوهر والای او از همه والاتر است
فروغی بسطامی
فهرست :
در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست
مست از می و میخواران از نرگس مستش مست
حافظ
5 سال گذشته